15

در بخش دوم نشست مادران رایحه، تجربه‌های مادرانی را مرور میکنیم که در میان فراز و نشیب‌های زندگی، امید را برگزیدند و با تکیه بر توانمندی و اراده مسیر تازه‌ای برای خود و فرزندانشان ساختند.

زری؛ مادری که امید را به خانه برگرداند

زری در محل کارش با همسرش آشنا شد و حاصل زندگی مشترکشان، یک دختر و یک پسر بود. اما پس از یازده سال با ورشکستگی شرکت، همسرش زندگی را ترک کرد. این اتفاق فرزندان را در بهت و ناباوری فرو برد و آنان را دچار افسردگی و دلتنگی پدر کرد. او برای آنکه فرزندانش کمترین آسیب روحی را ببینند و مسیر تحصیلشان دستخوش این اتفاق نشود، مدتی جداییش را از آنها پنهان کرد و با مهربانی به آنان گفت: پدرشان برای حل مشکلات زندگی مدتی در کنارشان نیست.زری برای چرخاندن زندگی، با خودروی به‌جامانده از همسرش امرار معاش می‌کرد و با کمک خانواده توانست سرپناهی فراهم کند. در کنار آن برای تأمین هزینه‌های زندگی، کارهای مختلفی از خدماتی گرفته تا پرستاری کودک را پذیرفت.او مادری خودساخته، فعال و پرتلاش است که با روحیه‌ای قوی، مسئولیت تربیت و آینده فرزندانش را به دوش کشید و ارتباط بسیار خوبی با فرزندانش دارد تا جایی که گاهی در تصمیم‌های زندگی از فرزندانش هم مشورت می‌گیرد. امروز دخترش دانشجوست و پسرش با معدل ۱۹ در پایه یازدهم تحصیل می‌کند. زری در سخت‌ترین روزها، امید را به فرزندانش بازگرداند و با تکیه بر اراده و عشق مادری، آینده‌ای روشن برایشان ساخت.

نرگس؛ روایت زنی که با معجزه شکرگزاری، زندگی را دوباره ساخت

نرگس مادری است که با نظم و برنامه‌ریزی، امور خانه و درآمدش را با دقت مدیریت می‌کند. او با اولویت‌بندی هزینه‌ها، پس‌انداز بخشی از درآمد و خریدهای هوشمندانه، تلاش می‌کند آینده‌ای امن‌تر برای خود و خانواده‌اش بسازد. بخشی از درآمدش را برای پس‌انداز و وام، بخشی را برای نیازهای ضروری خانواده و بخشی را برای بیمه اختصاص می‌دهد و در خرید هم، اولویت‌های خانواده را در نظر می‌گیرد.پس از جدایی از همسر مسئولیت زندگی و مراقبت از پسر بیمار خود را به تنهایی بر عهده گرفت. مشکلات خانوادگی، بیماری و از دست دادن پدر، روزهای دشواری را برای او رقم زد؛ با این حال نرگس در سخت‌ترین شرایط هم مسئولیت خانواده را رها نکرد. او برای ترک اعتیاد خواهرش تلاش کرد، او را به کمپ برد و در مسیر بازگشتش به زندگی و یافتن شغل او را همراهی کرد. نرگس حتی پرستاری مادرش را که در اثر سکته فلج شد به عهده گرفت و نا امید نشد. او در تربیت فرزندش به خوبی تلاش کردمسئولیت‌پذیری را به او بیاموزد و بخشی از کارهای خانه از آشپزی تا نظافت را با او تقسیم می‌کند و باور دارد آنچه به او کمک کرده شکرگزاری بوده است. با مطالعه کتاب «معجزه شکرگزاری» و همراهی با گروه‌های مجازی آموخته است در میان دشواری‌ها هم می توان داشته‌های زندگی را دید و برای آن‌ها شکرگزار بود. نرگس حالا با امید و آرامش بیشتری به آینده نگاه می‌کند؛ زنی که از دل سال‌ها سختی، با مدیریت، مسئولیت‌پذیری و شکرگزاری، مسیر تازه‌ای برای زندگی خود ساخته است.

لیلا از تجربه‌های گذشته تا ساختن آینده‌ای بهتر

لیلا از ۱۵ سالگی در خانه پدری وارد حرفه آرایشگری شد و با راه‌اندازی سالن و آموزش این حرفه، سال‌ها درآمد خوبی داشت. خودش می‌گوید: بیش از ۲۰۰ هنرجو داشته است؛ اما در کنار این موفقیت‌ها در مدیریت مالی زندگی چندان موفق نبود و بخش زیادی از درآمدش صرف خریدهای غیرضروری، تغییر وسایل و خودرو و تجملات می‌شد. ازدواج ناموفق و مشکلات خانوادگی، در کنار بیماری فرزندش، شرایط زندگی او را دشوارتر کرد. با این حال، لیلا دست از تلاش نکشید و با توکل به خدا، پیگیر درمان فرزندش شد.آشنایی با رایحه برای او فرصتی برای تغییر بود. با همراهی مددکار و آموزش‌های رایحه، یاد گرفت چگونه هزینه‌هایش را مدیریت کند و جلوی ولخرجی‌های گذشته را بگیرد؛ حتی این آموخته‌ها را به فرزندانش هم منتقل کرد. می‌گوید: ای‌کاش زودتر با رایحه آشنا شده بودم. امروز او در کنار انجام کار آرایشگری، تولید محصولات خانگی، عروسک‌سازی را هم تجربه می‌کند و تلاش می کند با مدیریت درست هزینه‌ها، آینده‌ای آرام‌تر برای خود و فرزندانش بسازد. پسرش هم در رشته فوتبال موفق است و در یک تیم فعالیت می‌کند. لیلا حالا می‌داند که گاهی برای تغییر زندگی، فقط یک فرصت و یک همراه دلسوز کافی است.

لاله؛ مادری که از دل سختی‌ها، امید را دوباره ساخت

لاله در خانواده‌ای هنرمند رشد کرده است؛ خودش در زمینه گرافیک فعالیت داشته و پدر و مادرش در حوزه موسیقی فعالیت می‌کنند. همسرش هم هنرمند بود، اما با گذشت زمان، اختلاف‌ها و چالش‌های زندگی مشترک بیشتر شد و سرانجام این زندگی با وجود دو فرزند، به جدایی انجامید.لاله با دو فرزند سه و هشت‌ساله، بدون

پشتوانه مالی به خانه پدرش بازگشت. برای تأمین هزینه‌های زندگی، شغل‌های مختلفی را

تجربه کرد و با وجود سختی‌های فراوان، تلاش کرد روی پای خودش بایستد. شرایط برای فرزندانش هم دشوار بود و پسرش به دلیل مشکلات خانوادگی دچار افسردگی شد؛ اما با کمک مشاور مدرسه توانست دوباره حال خوبش را به دست آورد. لاله می‌گوید: می‌دانستم مسیر رشد با رنج همراه است و باید صبور باشم.تلاش‌های او باعث شد پدرش هم در این مسیر همراهش شود و برای او خانه‌ای فراهم کند. لاله با کارهای نیمه‌وقت و همچنین فعالیت به عنوان آبدارچی در مدرسه فرزندش، زندگی را مدیریت کرد. امروز فرزندانش در رشته‌های فوتبال و ژیمناستیک فعالیت می‌کنند و موفق‌اند و خودش هم با ورزش، یوگا و مدیتیشن، برای ساختن روزهایی آرام‌تر قدم برمی‌دارد. او از آموزش‌ها و مشاوره‌های رایحه بهره می‌گیرد و با وجود تمام فراز و نشیب‌ها، امیدوارانه به آینده نگاه می‌کند.

افسانه؛ مادری که با آموزش، مسیر زندگی را تغییر داد

افسانه پنج سال است که از همسرش جدا شده و به تنهایی مسئولیت زندگی و تربیت پسر ۱۳ ساله اش را بر عهده دارد. پس از جدایی وارد بازار کار شد و با مدیریت مالی و حمایت‌های پدرش توانست زندگی خود و فرزندش را اداره کند.حدود یک سال و نیم است که با رایحه آشنا شده و با صداقت، مسائل و دغدغه‌های زندگی‌اش را با مددکار در میان گذاشته است. او با بهره‌گیری از آموزش‌ها و راهکارهای رایحه، برنامه‌ریزی و مدیریت بهتری در زندگی پیدا کرده و توانسته است کیفیت زندگی خود و فرزندش را بهبود ببخشد. داستان افسانه روایت مادری است که با وجود دشواری‌ها، امید را انتخاب کرده و توانسته با آموزش های مددکار، برای ساختن آینده‌ای بهتر قدم بر‌دارد.

واحد خبر رایحه: رویا معصومی

 

میزگرد2
میزگرد3
میزگرد4
میزگرد5
میزگرد6
میزگرد7
میزگرد9
میزگرد10
میزگرد11
میزگرد15
میزگرد19
میزگرد22
میزگرد23
میزگرد25
میزگرد26
میزگرد21
میزگرد8

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *