بنیاد نیکوکاری رایحه، تکیه‌گاه مادرانی است که در دل سختی‌ها قهرمانانه می‌ایستند. ما در کنار حمایت، مسیر توانمندسازی و اشتغال را برای آنها هموار کرده‌ایم تا بتوانند طعم خودکفایی را بچشند و با امید و اراده، در مسیر کارآفرینی گام بردارند.

به گزارش روابط عمومی رایحه نخستین نشست عمومی مادران در سال ۱۴۰۵ در آخرین روزهای اردیبهشت‌ماه، طی دو روز متوالی برگزار شد. این نشست در فضایی سرشار از عشق و همدلی، در محیطی صمیمی برگزار گردید. در این مراسم، از دو مادر کارآفرین و یازده مادر نمونه و تلاشگر با اهدای لوح سپاس و هدایای ارزشمند قدردانی به عمل آمد.

از کارمندی تا شکوفایی هنر

فائزه یکی از مادران کارآفرین رایحه با شور و احساس از مسیر رسیدنش به استقلال سخن گفت؛ زنی که از کارمندی در شرکت صادرات و واردات خشکبار به کارآفرینی در هنر نقاشی روی پارچه رسیده است.

او با لبخند از تصمیم جسورانه‌اش در ۱۸ سالگی گفت. زمانی که انتخاب کرد آزاد کار کند و زمانش را خودش بسازد و هنر نقاشی روی پارچه را تجربه زیبایی برای خود دانست. او بیان کرد که سال‌ها بدون فروش تلاش کرده، اما هرگز نا امید نشده؛ تا سرانجام در نمایشگاه رایحه، نخستین فروش خود را تجربه کرد. لحظه‌ای که برایش نقطه عطف بود و به روحیه اش جان تازه‌ای بخشید و از تیم اشتغال رایحه به جهت همکاری، سپاسگزاری کرد

فائزه با اعتمادبه‌نفسی که از دل سال‌ها تلاش به دست آورده بود، آثارش را با افتخار روی میز چید و با چشمانی درخشان آرزو کرد این مسیر را با دیگر مادران قسمت کند و تجربه‌اش را به آن‌ها بیاموزد. تشویق گرم حضار، همراهی صمیمانه‌ای برای داستان امید و پشتکار او بود.

شیرینی موفقیت، با طعم غذای خانگی

زهرا، متولد سال۶۴ است، مادری سخت‌کوش و زن سرپرستی است که دختری زرنگ و درس خوان دارد. او در یک خانه ۵۳ متری اجاره‌ای، در کنار دو خواهرش به تولید سوسیس، کالباس و ناگت خانگی مشغول است. زهرا مسیرکارآفرینی‌اش را تنها با یک کیلو مرغ آغاز کرد و امروز با تلاش و پشتکار، تولیداتش را به اندازه سفارش مشتریانش می‌رساند.

او می گوید: اگر فضای کاریش مناسب‌تر و تجهیزاتش صنعتی‌تر شود، می‌تواند تولیدات بیشتری داشته باشد و سفارش‌ها را سریع‌تر آماده کند. زهرا و خواهرانش با حمایت واحد اشتغال، در یکی از نمایشگاه‌های رایحه توانستند از فروش محصولات خود به سود ۲۰ میلیون تومانی برسند؛ موفقیتی که برایشان بسیار دلگرم‌کننده و ارزشمند بود. او که خود با تکیه بر پشتکار و خلاقیت، از صفر به جایگاهی رسیده، امروز دستی پر از تجربه و قلبی سرشار از امید دارد و آرزو می‌کند تا با آموزش تولید سوسیس و کالباس خانگی به دیگر مادران، چراغ راهی برای آنان باشد تا آنان هم بتوانند با اتکا به توانایی‌های خود، زندگی مستقلی بسازند.

استقامت در سایه ام‌ اس

حالا نوبت مریم است؛ مادری که سال‌هاست درد و فشار ناشی از بیماری ام‌اس را با صبوری و استقامت تحمل می‌کند. او با کمک مددکار و مسول اشتغال رایحه بر روی سن می‌آید و می‌نشیند. در نگاهش هنوز همان امید، موج می‌زند که در تمام این سال‌ها چراغ راه زندگی‌اش بوده است. مریم، دخترش را بزرگ‌ترین یار و همراه خود در مسیر دشوار بیماری می‌داند.

او مسیر کار و تلاش را سال‌ها پیش در کنار دخترش آغاز کرد. با تولید کیف‌ها و پادری‌های چرمی؛ پس از آن، دخترش به سراغ کارهای تزیینی و ساخت دستبند رفت و بعدتر نیز در پرورش گل و گیاه فعالیت کرد. مسیری که امروز همچنان ادامه دارد. حالا دخترش زندگی مستقل خودش را دارد.

مریم با لبخندی آمیخته به شکر و آرامش می‌گوید: تا امروز، با شکرگزاری فراوان از پروردگار توانسته روی پاهای خود بایستد و راه برود. او امروز نیز در خانه، با عشق و دقت، در تولیدی لوستر کار مونتاژ انجام می‌دهد؛ کاری که نشان می‌دهد بیماری هرچند جسم را خسته می‌کند، اما نمی‌تواند اراده و امید یک انسان را از او بگیرد.

از جمع آوری ضایعات، تا فروشندگی

زینب مادری از جنس ایثار و استقامت؛ در خانه‌ای کوچک که پناهگاه ۴ فرزندش است، با سختی روزگار دست و پنجه نرم می‌کند. این خانه نه تنها سرپناه، بلکه میدان مبارزه‌ی او با مشکلات زندگی است. بار سنگین بیماری اسکیزوفرنی دو فرزندش، غم بزرگی بر دل این مادر صبور نهاده است. او با بغض از بیکاری‌اش درکارگاه تولیدی در زمان جنگ می‌گوید. اما زینب هرگز تسلیم نمی‌شود. با اراده‌ای قوی، به جمع‌آوری ضایعات روی می‌آورد تا حداقل‌های زندگی را برای خانواده‌اش فراهم کند. به تازگی مددکارش، او را به فروشندگی در بازارهای هفتگی راهنمایی کرد. این اتفاق دریچه‌ای تازه از امید به روی زینب گشود و لبخندی کمرنگ اما رضایت‌بخش بر لبانش نشاند. در بین حضار، مددکار با تحسین به دستان پینه‌بسته‌ی زینب نگریست و با بوسه‌ای بر آن‌ها، عمق همدردی و ستایش خود را نشان داد.

مددکارش با بغضی از جنس مهر گفت: با وجود تمام دردهایش

حتی درد سنگ کلیه که اذیتش می‌کرد، هرگز از تلاش دست برنداشت. حتی در آن لحظات سخت، مشغول فعالیت بود تا ما توانستیم او را به بیمارستان برسانیم. این سخن، گواهی بر اراده‌ی پولادین مادری است که در دل طوفان‌های زندگی، همچنان استوار ایستاده است.

دف‌نوازی بانوان هنرمند

در ادامه برنامه، اجرای دلنشین چهار بانوی هنرمند با نوای دف، روح مجلس را زنده کرد و فضا رنگ دیگری گرفت؛ انگار هر ضربه، تپش تازه‌ای به دل مجلس می‌داد. حضار با شادی و کف زدن، آن‌ها را همراهی کردند و لحظاتی پر از احساس و آرامش تجربه شد و دل‌ها را آرام و امیدوار کرد. این هنرمندان ثابت کردند که موسیقی، قدرتمندترین زبان جهان برای عبور از سختی‌هاست.

تشویق‌های صمیمیِ حاضرین و همدلیِ گرمِ اعضای رایحه، چون مرهمی بر دل‌های خسته‌ی مادران بود. آرامشی دلنشین بر قلب‌های خسته‌شان سایه افکند و امید، دوباره در وجودشان جوانه زد و آینده‌ای روشن‌تر را نوید می داد.

واحد خبر رایحه: رویا معصومی

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *