هر انسانی چرای خاصی برای زندگی دارد که اگر این چنین نباشد در بیهودهگی و روزمرهگی بسر میبرد. مهمترین سوال هر انسانی این است که از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود و پاسخ این سوال مفهوم، هدف و چگونگی زیستن او را ترسیم میکند.
من از کودکی در خانواده ای پا به عرصه حیات گذاشتم که نگین انگشتری جان آن و شاه بیت وجودی آن عشق و محبت و نیک اندیشی نسبت به دیگران بود، خانه ای که درب بسته و قفلی نداشت و مملو از قلب های پر مهر و گشوده ای بود که آماده پذیرش همه کس بود، با این باور که هیچکس مهمتر از دیگری نیست و همه انسان ها برابرند و همه حق دارند که خوشبخت شده و از مواهب زندگی بهره مند گردند و در این مسیر، شادمانی زمانی حقیقی است که با شادی دیگری توام باشد و آرامش و آسایش زمانی با دوام است که با امنیت و اطمینان دیگری همراه شود و رفاه و برخورداری زمانی لذت بخش است که با حس امید و سفره گرم دیگری رونق گیرد.
این ها آموزه های دوران کودکی و نوجوانی من بوده است و با این زمزمه عشق و محبت هر روز نفس کشیده ام و ایثار و جان باختگی برای نجات جان انسان ها را از برادر، صبوری و بردباری در مصائب را از پدر و مادر آموختم و حاصل آن نهادینه شدن روح نوعدوستی و شفقت ورزی به همه انسان ها فارغ از قومیت ها، رنگ ها، گروه ها و عقاید در روح و جانم شده است.
باورم این است که نیک خواهی استثناپذیر نیست، اما در این راه فراتر از حرکت احساسی، عاطفی و هیجانی بایستی با انتخاب عقلانی و با شناختی عمیق به بهترین عمل خیر که نه تنها از رنج و درد دیگران میکاهد دست یافت، بلکه با مشارکت یارانی همدل و همراه و با ایده توانمندسازی و توسعه فردی، اجتماعی و فرهنگی، آینده بهتری برای نیازمندان رقم زد.
باورم این است که دیگر دوستی و نیک خواهی یک داد و ستد بی انتها و شورآفرین است که نه تنها به زندگی معنای حقیقتی میبخشد بلکه در اندیشه و رفتار خیرخواهانه با اهداء جان ، مال ، توان ، دانش ، تخصص ، عشق ، محبت ، وقت و انرژی میتوان چیزی به هستی بخشید و در ازاء آن آرامش ، شادی و شور زندگی دریافت کرد.
هستی قدرشناس است و سخاوتمندانه در ازاء محبت تو، وسعتی فراتر از تله دنیا و روزمرگی به تو اهداء میکند وسعتی به پهنای آسمان و سبکبالی همچون پرواز بر بال ابرها تا ملکوت
فاطمه تندگویان مدیرعامل بنیاد نیکوکاری رایحه