تماس می‌گیرم و با شرمساری از پدری سوال می‌کنم که هیچ وقت جرأت نکردم به دلیل بیماری اعصاب، با او هم کلام شوم، ولی حالا با همسرش یعنی مادری صحبت می کنم که او هم بیمار است و یک دختر ناشنوا دارند.
روحیات مادر دیگر مثل گذشته نیست، بلکه با همراهی مددکار، با استفاده از برنامه‌های آموزشی رایحه بصورت مجازی و حضوری طی سه سال، هم تعلیم دیده‌ و هم به فرزندانش تعلیم داده است. و همین امر از او فردی بسیار ملایم و مهربان ساخته است و اکنون مثل یک فرشته نجات، کنار خانواده اش است.
دلنوشته ای از مادر
ای نام زیبایت همیشه اعتبارم
خدمت به تو در هر حال هست افتخارم
دست، همیشه به معنای آغوش نیست! گاهی فقط امنیت است. مثل دست پدر، او الگوی مهم رفتار فرزندان است. پدر نقش کلیدی و پر اهمیتی در سلامت روان و رشد و آینده فرزندان دارد.
پدری که با وجود بیماری با عشق به خانواده می نگرد، به زندگی صفا و صمیمیت می بخشد. وقتی بیماری او حاد شده و در بیمارستان بستری باشد بچه ها مضطرب و دل‌نگرانند.
مادر می گوید: همسرم با وجود بیماریش، با مهارت های ارتباطی پسرم مثل گفتگو کردن، گوش دادن و پشتیبانی در تلاش هایش و در ارتباط با دخترم با احترام گذاشتن به علایق و احساسات او، باعث قوت قلب، اعتماد به نفس، ایجاد مدیریت، مسئولیت پذیری و استقلال در آنها می‌‌شود.
ایشان همیشه سعی می کند با کمک و همراهی من، یک خاطره دورهمی در خانواده ایجاد کند و در ارتباط با مادر بزرگ، که مادر ایشان هستند و در یک خانه زندگی می کنیم، احترام گذاشتن به ایشان را شرط اول زندگی قید کرده است. بنا به پیشنهاد همسرم، تحت هر شرایطی می‌بایست مورد احترام باشد و همیشه مادر بزرگ که دست بوسش هستیم، با نظراتش در کنار ما، همیاری می کند و احترام خاصی برای ایشان قائل هستیم.
همسرم اکثر مواقع حالشان مساعد نیست و نیاز به استراحت دارند و با وجود یک خانه محقر و کوچک با دو اتاق برای بچه ها سخت است. اما امروز، برای اولین بار از پسرم پرسیدم از وضعیت پدرت راضی هستی، پسرم گفت: من به وجود پدرم افتخار می کنم. خیلی روحیه و انرژی گرفتم گاهی با کلام فرزندانم خیلی دلگرم می شوم.
خدا هیچ خانه ای را بی پدر نکند و امیدوارم همیشه سایه اش بالای سر خانواده باشد
مددکار رایحه تهران: زهره مصباحی

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *